|
مهدي طاهباز هديه تهراني؛
محمدرضا گلزار؛ داريوش مهرجويي؛
مسعود ده نمکي؛ مجيد شاه حسيني؛
محمدرضا شريفي نيا؛ آچارفرانسه محمد حسين لطيفي؛ واروژ کريم مسيحي؛ بدشانس + نوشته شده در یکشنبه دوازدهم خرداد 1387 6:44 توسط مریم دوکوهکی
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386 11:23 توسط مریم دوکوهکی
«از ميدان كاج ميآيي داخل سرو غربي، چهارراه را رد ميكني ميپيچي دست راست. بعد ميآيي داخل كوچه سمت راست آنجا پلاك...» اين آدرس دادن خانم غانم است. از ديدار فرزند و نوههاي دوقلو آمده و نيامده، شده است پرستار مادر و كارش شده رفتوآمد در مسير ظفر تا سرو غربي. ديگر اعضاي خانواده هستند و سيمين هم كار خانه را انجام ميدهد و سرگرميهاي ديگر كه با وجود آنكه اصل هستند، حاشيهاند. اصل آن است كه هنگام همه اين كارها به شعرهايي كه دوستشان دارد فكر ميكند تا ملوديهايشان را خدا بفرستد و او آنها را ثبت و ضبط كند و بشوند ملوديهايي كه البته ما هيچكدامشان را نشنيدهايم اما او اصرار دارد حتما در كنسرتهايي كه مخصوص بانوان است هربار چند آهنگ جديد هم داشته باشد، حتي اگر مجبور باشد در تمام اين كنسرتها پنج بار «گل گلدون من» را بخواند و چند بار هم «قلك چشات» را. اين را او نميخواند. تمام سالن ميخوانند و او از خوشحالي در پوست خود نميگنجد. به ياد اولين باري كه بعد از نزديك به 20 سال توانسته بود بخواند و همه سالن «گلگلدون من» را با او و از حفظ ميخواندند، در يك جلسه كاملا زنانه. آن موقع گل گلدون او 20 ساله بود و حالا 30 ساله شده است. آرش نصيري : من خودم دوست دارم كه به شعر توجه بيشتري شود. بسياري از شعرهاي آن آهنگها مفهوم آنچناني ندارد وآدم از آنها برداشت خاصي ندارد. به هر حال، همان تمهاي غربي را پياده ميكنند. موسيقي خودمان هم متاسفانه دارد درجا ميزند. نميدانم. من خودم شخصا اطلاع ندارم كه اين موسيقيها از كانال خاصي پخش ميشود يا نه و اين اشعار را آيا كسي ميبيند يا نه. آيا اين شعرها تصحيح ميشود يا نه. بايد اين كانالها وجود داشته باشد و هرچيزي منتشر نشود. خودم ترجيح ميدهم به شعر بيشتر توجه شود. به هر حال، از اين لحاظ كه جوانها كار و فعاليت ميكنند خوب است، اما اگر مرجع و ماخذي داشت شايدكارهاي پرارزشتري انجام ميشد. آنچه مطرح است موسيقياي است كه بيشتر جوانها با آن سروكار دارند و موسيقي پاپمان است كه خيلي حال و هواي آن طرفها را دارد، نميخواهم كلمه لسآنجلسي را به كار ببرم، ولي بچههاي اينجا دارند دقيقا همانها را پياده ميكنند. به هر حال آنجا هم قانون سفت و سخت اجرا ميشود و ترجيح ميدهم كاري نكنم تا اگر يك وقت متوجه شدند براي من مشكلي پيش نيايد. ميروم پيش دختر ونوههايم باشم و نميخواهم جلويم را بگيرند. اين ارزش دارد وگرنه اينگونه موسيقيها به نظر من فاقد ارزش موسيقايي است. صدا بايد اين قابليت را داشته باشد كه بشود روي آن كار كرد. اين خودش هم يكي از عاشقهاست كه به فغان آمده است از اين عيان شدن. البته سعدي ميگويد: «زهره ندارم كه بگويم ترا/ بي من بيچاره كجا بودهاي» نميتواند به معشوق بگويد چرا اين كار را كردي، چرا آن كار را كردي، ولي حافظ به اين مرحله ميرسد كه حالش اينطور ميشود و ميتواند اين را بگويد. آخر اين شعر هم خيلي زيباست. ميگويد: «حافظ اندر دل تنگت چو فرود آيد يار / خانه از غير نپرداختهاي يعني چه» وقتي دلت هزار جا گرو است، او ديگر پايش را در دلت نميگذارد. خيلي زيباست اين شعر. يعني تمام اشعار حافظ خيلي پرمعنا و زيبا هستند. آهنگهاي شروع كار موسيقي پاپ من از ايشان بود. كار فريبرز هم قشنگ بود. يكي «آسمان آبي» است، يكي «قلك چشات» است،يكي «همنفس»است و چند تايي ديگر مثل «رنگ مسي»،چهار، پنج تا از ايشان خواندم. آهنگ «پرنده» هم هست كه خيلي دوست دارم با آهنگي از شماعيزاده و شعري از اردلان سرفراز. از استاد تجويدي دو ترانه دارم به نامهاي «اي ساقي» و ديگري هم آهنگ «بسوزان» با اين شعر «بسوزان، بسوزان، شعرهايم را بسوزان/ خاطرات عمر شيرين مرا/ يادبود عشق ديرين مرا/ بسوزان» اين هم كار قشنگي بود كه با اركستر بزرگ اجرا شد. از مهندس همايون خرم هم آهنگ دارم. مال خانم زنگنه را هم شانس نداشتم. هر دفعه كه كنسرتي داشت من در سفر بودم. كنسرت خانم خاطره را كه گفتم نشد. خيلي دلم ميخواست بروم ولي يادم نميآيد چه مشكلي پيش آمده بود كه نشد بروم. نتوانستم. البته كنسرت به صورت مداوم ندارند كه فرصتي بشود براي ديدنش. گاهگاهي است. شايد من زياد اطلاع پيدا نميكنم ولي احساس ميكنم زياد فعاليتي نيست. + نوشته شده در دوشنبه هفتم آبان 1386 8:37 توسط مریم دوکوهکی
براي همراهي با تارانتينو در تماشاي ششمين فيلمش (که آن را مثل موشکي به هوا فرستاده است)، بايد به شروع کار فيلمسازي او در 15 سال پيش برگرديم. با نمايش اولين فيلم تارانتينو بر پرده سينما، منتقدان استعداد هنري آشکار او را متاثر از «ژان لوک گدار» و «فاکسي براون» (به يک اندازه) دانستند (و البته اين چندان مستدل نيست و در صحت آن جاي ترديد وجود دارد). + نوشته شده در دوشنبه دوم مهر 1386 17:44 توسط مریم دوکوهکی
شرق خبرداده علی سنتوری نمی تونی سنتوربزنه...فهمیدی ...گنجشکک
گروه ادب و هنر، «سنتوري، قابليت نمايش عمومي ندارد. فيلم هايي که قابليت اکران عمومي ندارند اما در جشنواره فيلم فجر به نمايش درمي آيند، يادگار سال هاي قبل است که من با آن مخالف هستم.» صحبت هايي که وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي روز چهارشنبه در روزنامه جام جم به زبان آورد، نقطه پايان بحث ها و کشمکش هاي مربوط به «سنتوري» بود. 9 روز پس از تاريخ قطعي نمايش تازه ترين فيلم داريوش مهرجويي، محمدحسين صفار هرندي مي گويد؛ «فيلمنامه سنتوري در سال 81 با نامي ديگر به معاونت سينمايي ارائه شد اما به دليل مشکلاتي که داشت نتوانست مجوز ساخت دريافت کند. اما حالا که فيلم ساخته شده، قابليت نمايش عمومي ندارد. زيرا «برخي» معتقدند فيلم با فيلمنامه اي که مجوز گرفته متفاوت است.» صفارهرندي پاسخ سوال خبرنگار روزنامه جام جم را اين گونه مي دهد؛ «فيلم سنتوري در حال حاضر قابليت نمايش ندارد و تغييراتي هم که در آن اعمال شده مناسب نبوده است.» وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در شرايطي نظر شخصي خود را به عنوان دليل توقيف «سنتوري» مطرح مي کند که داريوش مهرجويي همراه با تازه ترين فيلمش در امريکا به سر مي برد و هيچ کدام از مسوولان معاونت سينمايي وزارتخانه اش حاضر به صحبت در اين باره نيستند و هرکدام به طريقي از زيربار پاسخگويي درمي روند. احد ميکائيل زاده روابط عمومي معاونت سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي از صحبت هاي وزير ارشاد اظهار بي اطلاعي مي کند و آن را به حساب پاي شکسته و بي خبري بيست روزه اش مي گذارد و محمود اربابي مدير نظارت و ارزشيابي وزارت ارشاد، با پاسخ ندادن به تلفن همراهش به نوعي ديگر سوال برانگيز مي شود. در اين ميان مصطفي شايسته پخش کننده سنتوري مي گويد؛ «خبر جديدي مبني بر توقيف فيلم به ما اعلام نشده و آخرين خبرمان مربوط به دو هفته پيش است که جلوي اکران فيلم گرفته شد.» فيلم سنتوري از چند ماه پيش از جشنواره فيلم فجر آماده نمايش بود و داريوش مهرجويي قصد داشت آن را عيد فطر سال گذشته به نمايش بگذارد. اما در آن زمان اصرارهاي معاونت سينمايي مبني بر حضور فيلمسازهاي مطرح در جشنواره باعث شد «سنتوري» پيش از جشنواره به نمايش گذاشته نشود. درگيري هاي مربوط به نمايش يا عدم نمايش فيلم در همان دوران جشنواره نيز وجود داشت تا اينکه در «ششمين روز» به نمايش درآمد و در پايان نيز به عنوان انتخاب مردمي سيمرغ بلورين به دست آورد. با گذشت هفت ماه از جشنواره فيلم فجر، وزير فرهنگ و ارشاد مي گويد؛ «نمايش سنتوري در جشنواره دليلي براي نمايش عمومي آن نيست و معتقدم فيلمي که قابليت اکران عمومي ندارد نبايد در جشنواره هم نمايش داده شود.» فرامرز فرازمند يکي از تهيه کنندگان سنتوري در واکنش به گفته هاي صفارهرندي مي گويد؛ اين حرف، نظر شخصي وزير است و نشان از جهت گيري خاص آقاي صفارهرندي دارد. ايشان قبل از جشنواره اعلام کردند هر فيلمي در جشنواره شرکت کند، پروانه نمايش مي گيرد اما حالا نظرشان عوض شده و مي گويند نمايش سنتوري در جشنواره، دليلي براي نمايش عمومي آن نيست. + نوشته شده در شنبه سیزدهم مرداد 1386 11:40 توسط مریم دوکوهکی
+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386 23:3 توسط مریم دوکوهکی
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385 20:32 توسط مریم دوکوهکی |
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم فروردین 1385 18:38 توسط مریم دوکوهکی |
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم فروردین 1385 20:6 توسط مریم دوکوهکی
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم فروردین 1385 19:41 توسط مریم دوکوهکی
|
| ||||||